<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گفتگوهاي تنهايي</title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/</link>
<description>گفتگوها</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 26 Apr 2009 16:39:30 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;صدای تار شگفت انگیز فرهنگ شریف در گوش....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاش همه دنیا چون این صدا بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دانم ...نمی دانم کجا هستم ، شاید چون همان موش کوری که به تعبیر مولوی در این دنیا راه می پیماید و نمی داند کجاست مدام میروم و نمی دانم کجا و چگونه جلو میروم . می دانم چرا آمده ام اما...مدام این سوال ذهنم را می خلد: اینجا کجاست که مرا آورده ای؟ تو گفتی برو و من آمدم اما...از من خواستی که بروم و گفتی : دیگر شاید تا مدتها همدیگر را نبینیم ، گفتی که اگر دلم تنگ شد فقط چشمهایم را ببندمو چهرا ات را بیاد بیاورم گفتی لبخندت را بیاد بیاورم و لبخند بزنم گفتی دیگر وقت رفتن است برو...من گفتم چرا باید بروم من می خواهم بمانم من میخواهم کنارت باشم من دوست ندارم بروم . گفتی برو، برو... تو نمی دانی چه می خواهی برو ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنوز هم  آن کلام آخرت در ذهنم هست : تو نمی دانی چه می خواهی برو...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرگاه دلم تنگ شد چشمانم را بستم و چهره ات را بیاد آوردم اما تو نگفتی که زیر پلکهای بسته ام دریا ییست، تو نگفتی که این گره کور در گلویم هست تو نگفتی ...تو نگفتی کجا؟ تو نگفتی من چه می خواستم؟ تو نگفتی... تو نگفتی..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2009 16:39:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;امروز اول اردیبهشت ، روز تولدم بود ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینم یه عکس از سالای قبل البته مال همه جا نشد باید ببخشین &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://gorbenare.persiangig.com/image/My-birthday3.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 13:26:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;همه ما در برهه اي اشتباهاتي مي کنيم که شايد تا مدتها نمي توانيم تاثير آن اشتباهات را از زندگي حذف کنيم،سهل است که در اين دنياي پر از نسبيت ها که حتي شکست پيروزي هم با افکار خود ما معنا مي يابند هرگز نخواهيم فهميد  در هر لحظه کدام کار اشتباه بوده و کدام کار درست ... حتي از اين هم که بگذريم هستند کارهايي ، که با خود مي گوييم کاش هرگز انجام نداده بوديم و کارهايي که انجام نداده ايم و حسرت انجام ندادنش را مي خوريم...                                                                                    &lt;BR&gt;پس به من حق دهيد که به ديده شک به  دنيا و شر و شورش بنگرم.                            &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 15:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم نيست...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بارها و بارها بري و بياي ؛ بار ها سر درگريبان قدم بزني و نقش سردرگريبان نه چندان محبوب  رؤياهايتو بازي كني و مدام اين صدا در گوشت باشه كه: بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دیر نيست/تو ساده دل كندي ولي/تقدير بي تقصير نيست ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هميشه و هميشه در همه آهنگايي كه به دلم مي نشست ، من حرف ميزدم اما حالا، يكي مدام اينو تو گوشم زمزمه ميكرد: با اين كه بيتابه مني /بازم منو خط ميزني/ بايد تو رو پيدا كنم /تو با خودت هم دشمني.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;كات...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اين روزها كه ميگذره همش فكر ميكنم...همش فكر ميكنم كه ...كه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين نيز بگذرد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 09:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رفتن...</title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>ميدانم در دنياي اضداد هميشه لذتها همراه با دردها آمده اند و دردها خواستني نيستند . اما هميشه گو اينكه روشن روانان عاشق  به تجربت دريافته اند كه از تيره شب ننالند تا آن كه روز گردد روزي شب شبانان ... و يا فراتر آنكه ظريفي گفت : در اين تبعيد گاه دور از آغوش مادر كه مملو از نا خواسته ها ست چه بسيار دريافته ايم كه آنچه را درد و ناخواسته مي پنداشته ايم چه دوست داشتني و خواستني بوده است...&lt;BR&gt;آري ... چه بسيارند...چه بسيارند چه بسيارند...&lt;BR&gt;باز هم بايد بروم... در راهي كه تو ام خوانده اي .... در راهي كه جز لطف تو ام رهگذري نيست در اين خانه تاريك...&lt;BR&gt;آري من اين  مفهوم مجرد را جسته ام...(من اين مفهوم مجرد را مي جويم...)&lt;BR&gt;بايد بروم...دور ها آوايي است كه ... .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Jan 2009 19:58:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شک می کشد...</title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>شك مي كشد ، بي آنكه آگاهت كند از وجود خويشتن ، شك مي كشد...&lt;BR&gt;شك به راهي كه در آن راه مي پيمايي ، ترديد در ادامه يي بي سرانجام و ترس از تابوي غمي مجسم و عبرت شدن ها براي آيندگاني نامده از راه ...&lt;BR&gt;نمي دانم چه چيز مرا بدين شك در كشانده است كاينچين زبان آتشين در كام و تبي سوزان در سر، مخمور از شراب ناشناخته ي خواستن ، افتان و خيزان در مسير پر خار و نابهموار بودن ، ره مي پيمايم ... &lt;BR&gt;ديگر اكنون چون گذشته آن سردر گمي از بي تابي و غم از نرسيدن بدان مقصود نيست ، &lt;BR&gt;امروز كناره گيري از بودن ها  و منتظر ناخواسته ها شدن ، بي تفاوتي نسبت به خوشي ها ، خستگي از ساختن باروي بلند ماهيت زندگي و هزاران بغض فرو خورده از ناكامي هاي دانسته و نا دانسته ي ديروز و امروز است كه چون سيلي خروشان در جويبار خرد گذشته ام روان است... .&lt;BR&gt;شك مي كشد ...آري ... شك مي كشد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با دل خونين لب خندان بياور همچو جام ...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Oct 2008 18:26:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://gorbenare.persiangig.ir/image/image00.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;فقط می توان گفت مادرم روزت مبارک.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://gorbenare.persiangig.ir/image/TwoWomen.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دو زن یکی از کار های موفق تهمینه میلانی است . فیلمی که به نوعی نقطه عطفی در کارنامه اوست .نشان دادن فضای بیرحم خانه برای زنان در خانه مردان سنتی و البته دردی که یک زن مدرن از دیده شدن به عنوان دستگاه جوجه کشی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;در ساختار خانواده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;می کشد و پیشرفتی که می تواند در صورت انسان انگاشته شدن &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بدان دست یابد ، و با همه اینها عشق وافری که به مادر بودن و فرزندان خود دارد همه و همه مضامین تیتر واری است که بییننده سینمای دهه 70 در سینمای میلانی می بیند . هرچند بعدها منتقدان بعضا ً خرده گرفتند که مردی که در دفاع از زن کشته می شود پس از کشته شدن چرا &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بیش از احساس غم به زن او احساس آزادی دست داده است. اما این واقعیت هست آنچنانکه این &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خود روی دیگر سکه ای را نشان می دهد که مردی که عمر خویش را در شک و بد بینی به سر برده است خود نیز چندان روح آرام و آسوده ای نداشته و این تقدیر بد شامل او نیز می شود...بارها و بارها گفته ام در بحث حقوق زنان نمی بایست از آن طرف پشت بام افتاد و به یکباره کار را به لجبازی وخود رأیی تأویل کرد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به هر حال از این بحث که بگذریم حرفهای پر امید و البته غمگنانه نیکی کریمی لحظه ای که متوجه مرگ همسرش می شود حس مبهمی را &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به بیننده منتقل می کند ... حرفهای او که زندگی کردن را فراموش کرده است و اینکه چقدر کار برای انجام دادن دارد و چقدر خسته است و آینده نا معلومی که به قضاوت بیینده بستگی دارد همه و همه احساس غم توأم با امید را به بیننده منتقل می کند و این حسی است که به به جنسیت او و به موقعیتش و به اتفاقی که به ناگاه در زندگیش در افتاده است بستگی ندارد این حسی است که بیینده را در هر وضعیت و موقعیتی به بازگشت به خویش فرا می خواند بازگشتی که اگر تو را به بادیه نیز در نرساند به از نشستن باطل باشد....&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بازگشت به خویش ... همان دغدغه مهم شریعتی...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 13:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;امروز و هر روز در آغاز و پایان هر پرده از نمایش این شعبده ی زیستن، تلاش میکنم تا پرده ای را که تمرین کرده ام به اجرا در آورم ...غافل از آن ، که تمرینی برای این نمایشنامه نیست . غافل از آن که بدی ها و خوبی ها همه چونان قضاوتی خود محور&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;،&lt;/SPAN&gt; از تمامی حقیقتی بوده است که &quot;وجود&quot; نام می گرفته است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گویی توان بازماندنت نیست در این تند باد...گویی توان بازماندنت نیست...( مجال ما همین تنگ مایه بود و دریغ که مایه همه در وجه این حکایت رفت) باز هم باید بروم... باید بروم... باید بروم...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://gallery.photo.net/photo/186674-lg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 11:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم می خواست که هیچ چیز دلم نمیخواست...</title>
<link>http://goftegooha.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>اينهمه درد آنهم براي يك تخمين نادرست از زندگي يك تخمين غلط و نابخشودني از دوستان و دشمنان باز هم همان حرف هميشگي (بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست من در عجبم دوست چرا مي شكند) نمي خواهم باز هم مثل گذشته اي نه چندان دور زبان به شكايت از حقيقتي ناخواسته در زندگي&lt;BR&gt;باز كنم حقيقتي كه من نخواستم آغاز گر راهي باشم كه تو خواستي و تو ... نه نمي توانم بي انصاف باشم كه كمكم نكردي اما ... اما حقيقت اينست كه نمي توانم دركم را از اين وقايع باز گو كنم يا شايد دركي نادرست از این حقيقت دارم  حقیقتی بزرگ که در آينده اي نه چندان دور روي مي نمايد و آن روز ديگر روز بازگشت نيست ... مثل امروز كه باز گشتي براي جبران اشتباهات گذشته نيست ... اشتباهات گذشته و تخميني نادرست از يك حقيقت ... و شايد هم خلط ناخواسته حقيقت و واقعيت... (باز هم بازگشت به گذشته  و تكرار مكررات) و... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;كات   &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot; size=6&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از امدن و رفتن ما سودي كو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وز تار اميد عمر ما پودي كو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چندين سروپاي نازنينان جهان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مي سوزد و خاك مي شود دودي كو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 May 2008 12:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftegooha&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>goftegooha</dc:creator>
<guid>http://goftegooha.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
