تبليغاتX
گفتگوهاي تنهايي

گفتگوهاي تنهايي

گفتگوها

همه ما در برهه اي اشتباهاتي مي کنيم که شايد تا مدتها نمي توانيم تاثير آن اشتباهات را از زندگي حذف کنيم،سهل است که در اين دنياي پر از نسبيت ها که حتي شکست پيروزي هم با افکار خود ما معنا مي يابند هرگز نخواهيم فهميد  در هر لحظه کدام کار اشتباه بوده و کدام کار درست ... حتي از اين هم که بگذريم هستند کارهايي ، که با خود مي گوييم کاش هرگز انجام نداده بوديم و کارهايي که انجام نداده ايم و حسرت انجام ندادنش را مي خوريم...                                                                                   
پس به من حق دهيد که به ديده شک به  دنيا و شر و شورش بنگرم.                           

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 19:24 توسط حسين|

بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم نيست...

بارها و بارها بري و بياي ؛ بار ها سر درگريبان قدم بزني و نقش سردرگريبان نه چندان محبوب  رؤياهايتو بازي كني و مدام اين صدا در گوشت باشه كه: بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دیر نيست/تو ساده دل كندي ولي/تقدير بي تقصير نيست ...

هميشه و هميشه در همه آهنگايي كه به دلم مي نشست ، من حرف ميزدم اما حالا، يكي مدام اينو تو گوشم زمزمه ميكرد: با اين كه بيتابه مني /بازم منو خط ميزني/ بايد تو رو پيدا كنم /تو با خودت هم دشمني.

كات...

 اين روزها كه ميگذره همش فكر ميكنم...همش فكر ميكنم كه ...كه...

اين نيز بگذرد...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 12:58 توسط حسين|